هدر خبرنامه عضو شوید

آیا می‌شود «مجبور» نبود؟: خرده‌فکرهایی درباره مضرات اجبار در زندگی

آیا می‌شود مجبور نبود؟

به نظرم، نحوه برخورد ما با «اجبار» (و اصلاً خود تعریف آن) یکی از اصلی‌ترین موضوعاتی است که در زندگی باید پی‌اش را بگیریم و تکلیف‌مان را با آن معلوم کنیم.

معنای موفقیت یا چگونه مطمئن شوم موفقم و وقتم را هدر نمی‌دهم؟

معمای موفقیت یا چگونه مطمئن شوم که موفقم؟

منبع عکس

به نظرم یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های ما –اگر نگوییم بزرگ‌ترین نگرانی ما- این است:

آیا همه چیز خوب است؟

آیا من از وقتم درست استفاده می‌کنم؟

موفقم؟

این تیک تیک ساعت و گذشتن عمر هم عامل تشدیدکننده این نگرانی است.

ارزشمندسازی در دنیای آنلاین، درآمدزایی در دنیای آفلاین

ارزشمندسازی در دنیای آنلاین-درآمدزایی در دنیایی آفلاین

منبع عکس

برای شروع این نوشته می‌خواهم از مثال ارزشمندی که دنیل پریستلی نویسنده کتاب Oversubscribed در ابتدای کتابش می‌آورد استفاده کنم.

زندگی در دنیایِ ماکرو یا ما تماشاچیانِ نمایش‌هایِ بزرگ

زندگی در دنیای ماکرو

منبع عکس

برای آن که مفهوم پنهان در تیتر بالا شفاف شود، نیاز به زمان و روایت‌های منسجم‌تری است اما احساس می‌کنم باید از جایی شروع کرد تا بتوان در نوشته‌های دیگر نظم‌یافته‌تر نوشت.

گذر زمان و روند استخوانی شدن

گذر زمان و روند استخوانی شدن

احتمالاً کسی دوست نداشته باشد هنگامی که کهنسال می‌شود، ضبط صوتی از بیان خاطرات و افکار و نظراتی باشد که سال‌ها در نهان‌خانه ذهنش جا خوش کرده و گرد و غبار نیز آن‌ها را فرا گرفته است.

از تفکر احتمالاتی تا نیاز جامعه به زوائد

از تفکر احتمالاتی تا نیاز جامعه به زوائد

منبع عکس

مطابق سنت چند نوشته اخیر، محتوای این نوشته نیز تا حد بسیار زیادی به تفکرات هایک وامدار است، امیدوارم از خواندنش لذت ببرید.

نادانسته‌های بسیار، دانش پراکنده و ضرورت آزادی

 نادانسته‌های بسیار، دانش پراکنده و ضرورت آزادی

منبع

در حال مطالعه کتاب بنیان آزادی یا The constitution of liberty از فردریش فون هایک، اقتصاددان و فیلسوف برجسته اتریشی هستم که پیش از این هم از جذابیت و بزرگی افکارش – با توجه به ظرف محدود فهم خودم- گفته بودم.

شهرت، فراموشی خود، و روند «استخوانی» شدن

شهرت، فراموشی خود و روند استخوانی شدن

ترس از فراموشی به نظر یکی از ترس‌های بنیادی ما می‌رسد.

من می‌ترسم که فراموش شوم. تصور این که صد سال یا دویست سال دیگر بیاید و «من»ی در میان نباشد ترسناک است.

میراث نوادر و انتخاب ما

میراث نوادر و انتخاب ما

احتمالاً این تجربه غالبی برای همه ما باشد. اتاق را تمیز می‌کنیم، محل کار را مرتب می‌کنیم یا خانه را خانه‌تکانی. اما اگر کاری به کار اتاق یا دفتر کار یا خانه نداشته باشیم، مدت زمان زیادی نمی‌گذرد که آن محل دوباره از دیدگاه ما «نامرتب» می‌شود.

در ستایش هیچ «کاری نکردن»

چرا گاهی باید هیچ‌ کاری نکرد

در این نوشته به این می‌پردازم که چرا گاهی باید هیچ کاری نکرد و فقط صبر کرد. نوعی سوگیری‌ در ما وجود دارد که همیشه باید کاری کرد و دست روی دست گذاشتن کاری خطاست.