هدر خبرنامه عضو شوید

شما در حال مشاهده در باب فهمیدن

شما چه استفاده‌ای از «دست نامرئی» می‌کنید؟

پیش‌نوشت: راستش می‌خواستم در این پست، از چیزهای دیگری بگویم که از اقتصاد آموخته‌ام. به عنوان مثال می‌خواستم از آدام اسمیت و «دست نامرئی» بازار بگویم و البته تا حدی به سبک و سیاقی که دارم این آموخته را شرح و بسط بدهم.

سوالاتی برای دوباره پرسیدن

ژن چیست؟

ژن چیست؟

این که می‌گوییم کسی به پدر و مادرش رفته یعنی چه؟

«این که «هوش» ارثی است» چه معنی دارد؟ این گزاره‌ را از کجا آورده‌ایم؟ اصلاً «هوش» چیست؟

ما انبانی از واژه‌ها و عبارات در ذهن خود داریم که بی‌مقدمه -و گاهاً بدون تامل کافی- و بدون آن که خودمان بهتر لمسشان کرده باشیم -هم‌چون نقل و نبات- استفاده‌‌شان می‌کنیم.

همیشه آن‌طور که به نظر می‌رسد، نیست.

در حال گوش دادن به صحبت‌های نسیم نیکولاس طالب در یکی از پادکست‌های Econtalks بودم که جرقه این پست خورد.

جرقه‌ای بر روی خرمنی از گفتنی‌ها که می‌خواستم پیش‌ترها از آن بنویسم.

دو سوال مهم «استراتژی» که باید از خود پرسید.

حیف نیست تا این جا که اومدی ادامه ندی؟ 

حیف نیست تا این جا رو که خوندی، بقیه‌ش رو نخونی؟

حیف نیست بعد از مدت‌ها که توی این سازمان کار پیدا کردی، اون رو ول کنی؟

***

نه اشتباه نکنید نمی‌خواهم بگویم «نه، حیف نیست.»

شاید بعضی وقت‌ها هم واقعاً «حیف» باشد.